دارم مامان میشم...
من چند روزی بود که به حاملگی ام مشکوک شده بودم، بالاخره من و بابا در روز ١/٦/٨٩ که ١٢ امین روز ماه رمضان بود به آزمایشگاه رفتیم و بعد از یک ساعت مشخص شد که جواب آزمایش مثبت است و من دارم مامان میشم.........
من و بابا محمد خیلی خوشحال بودیم و داشتیم بال در می آوردیم که ثمره عشق مان در حال اومدن است
.بعد از جواب ازمایش کمی در پارک قدم زدیم و بعد از خریدن شیرینی به خونه ی بابا جونی رفتیم و با شنیدن این خبر، خیلی خوشحال شدند و افطاری هم خونه ی عزیز اقدس بودیم که با شنیدن این خبر همگی خوشحال شدند
و به من و بابا محمد تبریگ گفتند.
آخ جون دیگه قلب نی نی مون کنار قلب منه.......................
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دارم مامان میشم... 
